کوهیمائی _ کوهنوردی _ گلگشت _ ایرانگردی |
این گزارش تصویری توسط یکی از کاربران در یک فوروم عربی به نام جبیل ( منتدیات الجبیل ) تهیه شده است
گزارش، که در صحرای «سدیر» در اطراف شهر ریاض عربستان سعودی تهیه شده است، بسیار مفصل و کامل مراحل مختلف از شکار تا طبخ و خوردن سوسمارها را نشان میدهد، و بنا بر این احتیاجی به توضیحات بیشتر از جانب من نیست، با این استثنا که باید اشاره کنم که چند عکسی که از کشتن و پوست کندن و قصابی سوسمارها گرفته شده اند ممکن است برای برخی از دوستان بسیار ناخوشایند باشند، پس لطفا مراقب باشید
گور سفید نام بلند ترین قله ارتفاعات منطقه ورمنجه از کوهستان پراو است . که ۳۰۰۰ هزار متر ارتفاع دارد . از چند راه می شود به این قله دست یافت ولی بهترین و نزدیک ترین راه از مسیر جنوبی به نام داربید است .
در این جبهه مسیر های دیگری هم وجود دارد ( مرخان ـ و چالاو قمر ) .
کوهستان ورمنجه داری پوشش گیاهی تنکی است که در دره های بسته و تنگ آن اندکی غنی تر است و عموما از درختان بومی منطقه مانند : بنه ــ ون ــ بادام تلخ ــ ذغال اخته ــ بلوط ــ انجیر ــ ارژن ــ است . سابقا گله های پرتعدادی از کل و بز در منطقه وجود داشته که به مرور و با افزایش اسلحه در بین اهالی و از بین رفتن قوانین ممنوعیت شکار و همچنین عدم نظارت گسترده که در زمان گذشته بر منطقه بود به تدریج از تعداد این حیوانات بی آزار و بسیار زیبا کم و کمتر شد به گونه ای که الان نسل آنها در منطقه به احتمال غریب به یقین منقرض گردیده است . خرس ــ پلنگ ــ گرگ ــ روباه ــ شغال و از پرندگان کبک ــ شاهین ــ عقاب و زغن ها رو می توان از جمله حیوانات منطقه می باشند .
با کم لطفی از سوی تعدادی از دوستان که قرار بود ما را در این برنامه همراهی کنن مواجه شدیم و با تعداد کمی به سوی تنگ توه ابتدای محل حرکتمان به راه افتادیم .
علی دائی چی _ یزدان دائی چی _ فائزه نور زاد و خودم
برای رسیدن به پای کار برنامه باید از طریق جاده کرمانشاه سنندج به سمت غرب حرکت کنیم بعد از پلیس راه در سراهی شهرک قزانچی که یک پاسگاه نیروی انتظامی هم انجا مستقر است به سمت شهرک سرابله رفت و نرسیده به شهرک به سمت راست و روستای خلج مسیر را تغییر داد بعد از روستای خلج چند کیلو متر دیگر راه خاکی می شود تا به داخل تنگ توه برسیم . اینجا در زمان جنگ منطقه نظامی بوده و هنوز اثار ان به چشم می خورد . از طریق مسیر مرخان که درست روبروی مدخل تنگه است به سمت ارتفاعات حرکت می کنیم . در سمت راست این مسیر مسیری دیگر است به نام کنا ونام که به دشت زیلو منتهی می گردد است . در منتها علیه دره در سمت راست گرده ای است به نام تنگ حال آور .
در دشت زیلو غار های آبگردان و میان سه پل واقع شده و در نردیکی تنگ حال آور غار مر عبدالباقی که بیشتر جبنه استراحت گاه شکارچیان است و از نظر انجام برنامه غار نوردی ارزشی ندارد .
مسیر مرخان که ما الان در ابتدای ان هستیم در میان دیواره ای واقع شده که حدودا 1000 متر ارتفاع دارد و در این مسیر چند غار کوچک و زیبا هست که یکی از انها غار مرخان می باشد .
در این فصل ( بهار ) مسیر برنامه ما مملو شده بود از گیاهان خوراکی از جمله آنها ریواس که بسیار به چشم می خورد . و خوردن آن مزه برنامه را بسیار ترش و آبدار کرده بود . و این لذت و طراوت فصل بهار را می توان از صدای پرندگان خوش آوزا به خوبی دریافت .
از ساعت 6:30 که به راه افتاده بودیم حدود 2ساعت و نیم می گذشت و الان ما زیر سنگی بودیم که از صخره های بالا سقوط کرده و در بین دره لاخ ( گیر کرده ) شده بود . سنگی بسیار بزرگ به اندازه یک اتاق سم متر در چهار متری زیر ان به اندازه 3 متر فضای خالی وجود دارد . به زحمت روی ان رفته و یک صبحانه به یادماندنی انجا خوردیم .
مسیر را در همان دره به سمت بالا ادامه دادیم و در سمت چپ به غار مرگلان می رسیم ( مر = غار و گلان = غلت خوردن و دلیل این نامگذاری به خاطر شیب تندی است که غار از دهانه به سمت انتهای آن دارد ) با احتیاط وارد غار می شویم به علت انباشته شدن شیب تند غار از سنگ های کوچک و بزرگ روی هم این امکان وجود دارد که هر آن از زیر پا به سمت پائین حرکت کرده و باعث اصابت به نفر جلوئی گردد .
طول غار بسیار من شاید حدود 50 باشد ولی دیدنش خالی از لطف نیست .
بعد از دیدار از غار و سازه های آهکی قشنگش از طریق همان دره به سمت بالا حرکت می کنیم تا به غار مرخان برسیم . این غار بسیار کوچک ولی چون داری آب دائمی حتی در فصل خشک سال می باشد جای بسیار مناسبی برای اطراق شکارچیان می باشد .

در سمت چپ این غار می توان با تراورس نمودن به غار باستانی و زیبای آسنگرخانه رسید . این غار به خاطر ویزگی مناسبش در گذشته با احداث یک کوره از آن برای ذوب اهن و ساخت ادواد فلزی چون شمشیرو نوک پیکان و نیزه استفاده کرده اند . هنوز بقایای کوره در غار باقی مانده است ولی از دست سود جویان اسیب فراوان دیده است . در زیر همین غار غاری دیگر است به در آن با سفال حوضچه ای تعبیه شده که اب در آن جمع شده و برای مصرف مورد استفاده قرار میگرفته است .
مسیر را از کنار مرخان ادامه می دهیم تا به گردنه سبز با نام محلی مله سوز برسیم . از انجا کمی به سمت راست متمایل شده و در نهایت به غار دوبه در که غاریست کوچک و همانگونه که از اسمش پیداست دارای دودهانه می باشد می رسیم . دهانه خروجی غار به ارتفاعات بالای منطقه با نام پنجاه گول ( پنجاه برف چال ) باز می شود . این محل از سوی اهالی روستاهای اطراف درماهای اخر بهار و اوایل تابستان جهت تعلیف داه های خود مورد استفاده قرار می گیرد . اما در این وقت از بهار هنوز سرد و بدون پوشش مناسب جهت چرای دام است . در یکی از منزل های موقت این مردم نهار را صرف می کنیم . و کم استراحت باعث تجید قوای بدنی می گردد .


ساعت 2 به سمت قله گور سفید حرکت می کنیم که بارش باران خفیفی شروع می شود . از خیر رفتن به روی قله منصرف می شویم چون وضعیت هوا به خوبی معلوم نیست و نیز اینکه ارتفاعاتیکه صعود کردیم خیلی کمتر از قله گور سفید نبود به همین خاطر به سمت چالاو قمر ( چاه ابی که به نام چالاو قمر نامگذاری شده ) به راه می افتیم .
این قسمت از کوهستان ورمنجه بزرگترین لاله زار کوهستان پراو است . منطقه ای که از لاله واژگون قرمز شده و من تا حالا هیچ جای دیگری را مانند این قسمت از کوهستان مملو و پر ندیدم . کاش سازمان محیط زیست برای نگهداری و مراقبت از این منطقه که خیلی هم گسترده نیست فکری می کرد . چون افراد زیادی در این فصل برای تفریح به اینجا میایند و بر اثر این تردد افراد بسیار از این گلهای زیبا و منحصر به فرد از بین می رود.


به اندازه برداشتن مقدار آب از چاه اب ( چالو قمر ) توقف می کنیم و سپس به سمت دره سور کال ( سرخ کم رنگ ) به راه میافتیم و ساعت حدود ۷ به روستا رسیده و محمد برادرم با ماشین به استقبال ما آمدو ما را به کرمانشاه رساند .
بنام خدا
در پی برگزاری اولین برنامه عمومی و تفریحی بر ان شدیم دومین برنامه از این دسته تورهای خانوادگی را در کوهستان سیر کوه برگزار کنیم . به همین خاطر فراخوانی به تمامی دوستان دادیم و در روز ۱۸ اردیبهشت ماه ۵۳ نفر با سه دستگاه مینی بوس راهی روستای کلکان از بخش دینور میان راهان شدیم .
برای رسیدن به روستای دینور بعد از عبور از بیستون از طریق جاده سنقر کلیائی از بخش میان راهان هم می گذریم و در سه راهی که جاده از سمت راست به سمت شهرستان سنقر کلیائی می رود با منحرف شدن به سمت چپ ( مابین این سه راهی امامزاده ای هم وجود دارد ) و پس از پشت سر گذاشتن چند روستا در نهایت با یک و نیم ساعت رانندگی به روستای کلکان می رسیم .
در سمت راست جاده از مینی بوس ها پیاده شدیم و بعد از گذشتن از باغ اردشیر کوهپیمائی سبکی را به طرف ارتفاعات آغاز می کنیم .
ساختار گرانیتی این کوهستان باعث جاری شدن چشمه سار های بسیاری در این منطقه از کوهستان های زاگرس کرمانشاه گردیده . به گونه ای که در کل استان کرمانشاه به ندرت این وضعیت سابقه دارد .
بهار دلنشین ٬ سرخی شقایق ها ٬ سقیدی بابونه ٬ زردی مینا و رانگارنگی دیگر گلهای منطقه و همچنین صدای پرندگان خوش اواز و جویباری کوچک که تا انتهای مسیر برنامه ما را همراهی کرد باعص شد شور و حالی در دوستان ایجاد گردد و این لحظات بدیع و زیبا را با دوربین های عکاسی خود ثبت می کردند .
بعد از حدود ۲ ساعت کوهپیمائی سبک به جایی رسیدیم که دیگر صعودی در بین نبود و به محل استخری رسیدیم که روستائیان برای ابیاری درختان خود در فصل تابستان ایجاد کرده بودند . جای مناسبی بود برای خوردن صبحانه . به همین خاطر گروه را متوقف کردیم و منتظر شدیم که مابقی دوستان هم از راه برسند .
حدود یک ساعت در این مکان توقف داشتیم . بعد از اون نفرات به سمت پای قله چرخه لان حرکت کردند . یه تعداد از اونها در یه جا زیر سایه درختان ماندن و جلوتر نیامدن و مابقی افراد به سمت قله که حدود ۲۵۰۰ متر ارتفاع داره حرکت کردند . حدود ۲۰ نفر از دوستا قله را صعود کردند .
سپس ما هم به دوستان ملحق شدیم و نهار را با آنها خوردیم . بعد از نهار و جمع کردن وسائل ساعت ۳ به سمت مبدا حرکت به راه افتادیم . و در ساعت ۶:۳۰کنار جاده بودیم . بعد از مختصر استراحت و خوردن چایی به سمت کرمانشاه حرکت کردیم .
اسامی نفرات :
۱ــ حمید جوزی ۳۴ ــ شیرین نوری
۲ ــ محمد مقدسی ۳۵ ــ پروین چالشی
۳ ــ فرهاد صفائی ۳۶ ــ فائزه نورزاد
۴ ــ هوشیار قنبری ۳۷ ــ سوسن حق نظری
۵ ــ آرش قنبری ۳۸ ــ آرزو اعظم پور
۶ ــ پویان یدی ۳۹ ــ محیا فیض آقائی
۷ ــ حسین رضا افکاری ۴۰ ــ مینا رضائی
۸ ــ شاهرخ رحیمی ۴۱ ــ لیلا نورمحمدی
۹ ــ امیر احسان رحیمی ۴۲ ــ پریا محمدی
۱۰ ــ امیر فلاحی ۴۳ ــ لیلا حقیقی
۱۱ ــ حمید فدوی ۴۴ ــ گوهر حقیقی
۱۲ ــ نیما فدوی ۴۵ ــ نسا اختراعی
۱۳ ــ علیرضا صیدی ۴۶ ــ ثریا شهبازی
۱۴ ــ ابراهیم بدری نیا ۴۷ ــ هاجر کرانی
۱۵ ــ قباد رضائی ۴۸ ــ ثریا شیری
۱۶ ــ امین رضا رضائی ۴۹ ــ شهین فروتن
۱۷ ــ امیر حسام رضائی ۵۰ ــ صدیقه عطائی
۱۸ ــ هادی راد ناصر ۵۱ ــ کبری بدری نیا
۱۹ ــ فرزاد باقری ۵۲ ــ سارا رضائی
۲۰ ــ امیر حسین باقری ۵۳ ــ مینو کبودی
۲۱ ــ رضا فلاحی ۵۴ ــ یوسف سورنی نیا ( سرپرست برنامه )
۲۲ ــ محمد سورنی نیا
۲۳ ــ فرزاد آجیلیان
۲۴ ــ مهدی امیری
۲۵ ــ کاوه امیری
۲۶ ــ فرهاد لارتی
۲۷ ــ اصغر زرین
۲۸ ــ محمد سعید وفا سرشت
۲۹ ــ بهرام زنگنه
۳۰ ــ علی موسوی
۳۱ ــ عرفان موسوی
۳۲ ــ احسان نوری
۳۳ ــ ذبیح اله میرزائی
به نام خدا






اولین برنامه یا بهتر بگویم تور گردش گری و راهپیمائی گروه رو در منطقه فلات پراو انجام گرفت که در طی این برنامه لذت بخش ۴۳ نفر از دوستان و علاقمه مندان طبیعت در اون حضور پیدا کردند .
گزارش این برنامه قبل از شروع ان بود به این دلیل که ساعت حدود ۵ صبح هوا بارانی شد و این باعث گردید که تقریبا همه دوستان با تماس تلفنی ازمن وضعیت برنامه را می خواستند . به همه انها اعلام شد که در محل قرار تصمیم خواهیم گرفت ولی به احتمال خیلی زیاد برنامه اجرا خواهد شد چون هوای بهار بسیار متغیر است .
کم کم تعداد افراد شرکت کننده در برنامه زیاد شدند و هوا هم رو به بهبود گذاشت . دو دستگاه مینی بوس تهیه و همگی به محل شروع برنامه ( روستای قلعه امدید ) به خاطر بارندگی برنامه با یه ساعت تاخیر شروع شد .
هوای بسیار دلچسب و و طبیعت باران خورده باعث نشاط افراد شد و حرکت در دره زیبای سیزده خران آغاز گردید ( خر با کسره زیر خ در گویش کردی به معنی چرخیدن است و به این خاطر به این دره اطلاق شده که بسیار پر پیچ و خم است ).
این برای اولین باری بود که یه تیم به این اندازه شلوغ و پر تعداد از این دره دیدن می کردنند . و به همین خاطر باعث تعجب اهالی بسیار خونگرم روستاهای بین راه ( قلعه ـ تلخه و زالو آب ) شده بود .
شغل این مردمان سخت کوش و زحمت کش که از ایل پایروند می باشند پرورش احشام و چهار پایان است . بهخاطر موقعیت منحصر به فرد روستا که در میان کوهستان پراو محصور گردید ٬ از بسیار امکانات رفاهی محروم هستند . در چند سال اخیر از نعمت برق برخوردار شده بودند که متاسفانه افراد سوجود با برداشتن سیمهای برق این مردمان بی نوا را از نعمت داشتن برق هم بی نصیب ساخته اند .
به وضعیت روستا و نبود جاده در فصل زمستان تقریبا خالی از سکنه می گردد . و در پاره ای از سال ها برای تامین آذوغه انها از بالگرد استفاده شده است .
این مردم که نسل اندر نسل پرورش دهنده احشام بوده اند به گویش محلی کردی متمایل به لکی که یه نوع از گویش های کردی و به همین نام پایروندی شهرت دارد تکلم می کنند . مردمانی سلحشور و بی باکند و در عین حال سادگی بسیار مهمان نواز و خونگرم اند که ای خصلت عموم روستائیان منقطه کرمانشاه می باشد . به خاطر تعلیف گوسفندانشان از گیاهان معطر و کوستانی شخصی به نام مقدم با جمع کردن شیر بهاره انها اقدام به ساخت پنیر در همان محل به نام پنیر لیقوان نموده است ٬ ولی در یکی دوسال اخیر بنا بر گفته اهالی به اینجا نیامده اند .
برگردیم به برنامه خودمان :
بعد از حدود یک ساعت راهپیمائی در میان دره زیبای سیزده خران برای صبحانه توقف کردیم . و همه دوستان سفره های خود رو در روی زمین سبز کف دره پهن کردند . خوردن یه نان و پنیر در یه همچین جایی لذتی دارد که فقط کسانی که عاشق طبیعت باشند انرا درک می کنند .
بعد از صبحانه حرکت خود را در دره زیبا ادامه دادیم تا اینکه بعد از چند ساعت به روستای زالو آب رسیدیم . دیدن ارتفاعات مستور از برف شمال پراو چشم همگان رو به خود خیر می کرد . این ارتفا عات محل ابگیری سراب برناج که حدودا ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر دور تر در نزدیکی روستای برناج واقع است می باشدو جز پر اب ترین سراب های استان کرمانشاه است . و این احتمال می رود که غاری بسیار بزرگ در این منطقه باید وجود داشته باشد که این حجم عظیم اب را از خود عبور داده باشد . ( سراب = چشمه های بسیار بزرگ که خاص مناطق اهکی می باشند و سر منشاع انها معمولا غار ها هستند )
چوپانها در دشت کوچک بین کوهستان پراو که روستا در ان شکل گرفته گوسفندان خود رو تعلیف می کردند . این روستا در گذشته نچندان دور رونق فراوانی داشت و کاروانهایی که از منطقه دینور و همچنین روستای اطراف میان راهان از این محل و روستا عبور می کردند و خود رو به کرمانشاه می رساندند و به همین خاطر محل روستا داری امکانات پذیرایی از مسافرین و چهار پایانشان از قبیل کاروانسرا و قهوه خانه رو داشته بوده . اما با گذر زمان و درست شدن جاده سنقر به بیستون و استفاده از اتومبیل روستا به تدریج رونق خود رو از دست داد تا اینکه الان در ماهایی از سال حتی خالی از سکنه می شود .
کنار چشمه که قبل ها یه قهوه خانه انجا بوده توفق کردیم بارش ملایم باران هم شروع شد اب برداشتیم و به سمت روستا رفته تعدا زیاد بود و به همین خاطر در چند خانه اسکان یافتیم .
پس از نهار ساعت ۳:۳۰ به سمت روستای قلعه به راه افتادیم .
انظباظ افراد در برنامه بسیار عالی بود و همگی تقریبا با هم حرکت می کردیم . دلیل این نظم هم به خاطر اشنا بودن همه دوستان به قوانین برنامه های گروهی بود چون اکثریت انها از کوهنوردان خوب بودند که ما افتخار همراهی با انهار را در این برنامه داشتیم .
به هر تقدیر در ساعت ۶:۳۰ به محلی مینی بوس ها رسیدیم و به سمت کرمانشاه حرکت کردیم.
اسامی نفرات بدون در نظر گرفتن
۱ ــ فائزه نورزاد ۲۴ ــ امیر فلاحی
۲ ــ مینا رضائی ۲۵ ــ بابک زردلانی
۳ ــ پریسا جلیلیان ۲۶ ــ حمید امیری
۴ ــ پروین چالشی ۲۷ ــ رضا فلاحی
۵ ــ نساء اختراعی ۲۸ ــ بهرام زنگنه
۶ ــ رویا سکوتی ۲۹ ــ داریوش افکاری
۷ ــ فائزه فتح الهی ۳۰ ــ غلامرضا صفری
۸ ــ زهرا جلیلیان ۳۱ ــ هوشیار قنبری
۹ ــ سوسن حق نظری ۳۲ ــ فرزاد باقری
۱۰ ــ آرزو اعظم پور ۳۳ ــ محمد کشمیری
۱۱ ــ ثریا حق نظری ۳۴ ــ علی دائی چی
۱۲ ــ الهام سفرشاهی ۳۵ ــ هادی حشمتی
۱۳ ــ الهه سفرشاهی ۳۶ ــ هادی راد ناصر
۱۴ ــ مریم چنانی ۳۷ ــ احسان گوهرچقائی
۱۵ ــ پرستو احمدی ۳۸ ــ شاهرخ رحیمی
۱۶ ــ مینو کبودی ۳۹ ــ احسان نوری
۱۷ ــ سوسن حیدرپور ۴۰ ــ محمد وفا سرشت
۱۸ ــ مهوش رنجبر ۴۱ ــ اصغر زرین
۱۹ ــ لیلا نور محمدی ۴۲ ــ علی موسوی
۲۰ ــ کتایون اسماعیلی ۴۳ ــ یوسف سورنی نیا
۲۱ ــ بهجت افکاری
۲۲ ــ شهناز فرهادی
۲۳ ــ شیرین ایران فر
ادامه دارد ..................
یه گزارش دیگه از همین برنامه را در اینجا بخوانید به قلم زهرا جلیلیان :
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|